روایت استاد خوشدل از نیم قرن ماندگاری نوای کاروان



«نوای کاروان، امشب زند، آتش به جانم
خدایا برملا شد، برملا، راز نهانم
مران محمل مران، ای کاروان، آهسته‌تر رو
که من دل‌خسته‌یی، وامانده از، این کاروانم
سراپا سوز و آهم، سرشک من گواهم
به جایی من نجویم، که من گم‌کرده راهم
نسیم غمش، مرا می‌برد، به شهر بی‌نشان‌ها
من آن آتشم، که وامانده‌ام، به‌جا از کاروان‌ها
غم دل را با که گویم، چه آتش‌ها من به جان دارم
نشانی از او نجویم، که من یاری بی‌نشان دارم
کجا رفتی ای کبوتر زیبا، که دل به فراقت، اسیر جنون شد
خبر نداری که از غم عشقت، فسانه شدم من، وفای تو چون شد».
این، متن تصنیفی است در آواز دشتی به نام «نوای کاروان».
تصنیف «نوای کاروان» اوج کار خواننده‌ای است که با امروز، سه روزی می‌شود که به آرامی در بسترِ خاک خفته است و از دردِ جسم که این اواخر امانش را بریده بود، رهایی یافته. «نوای کاروان» یکی از نغمه‌های جاودان موسیقی ایرانی است که افزون بر ارزش‌های موسیقایی‌اش، ارزشی دیگر نیز یافته است؛ اینکه «نوای کاروان»، امروز یادگاری است از صدای «نادر گلچین»، روانشاد نادر گلچین.
همه آنان که در آفتابِ دوم مهر ماهِ 96 احساس وظیفه کرده، خود را به تالار وحدت رسانده بودند، این فرصتِ بی‌تکرار را یافتند که به جای «شنیدن»، این بار آهنگِ «نوای کاروان» را «تماشا کنند»؛ آنجا که صدای نادر گلچین در فضای تالار وحدت پیچید که می‌خواند «نوای کاروان» را و ناگهان پیکرِ رنجورش بر دستِ تشییع‌کنندگان آورده شد به محوطه تالار؛ و نیز آنجا که حرف‌ها و یادخوانی‌ها تمام شد و دوباره پیکرش بر دست‌ها بلند شد تا سوار بر مرکبِ چهار چرخِ نقره‌ای بهشت زهرا (س) شود و در منزل نو و ابدی‌اش آرام گیرد، باز صدای او در فضای سنگین محوطه تالار وحدت پیچید که می‌خواند:
«مران محمل مران، ای کاروان، آهسته‌تر رو
که من دل‌خسته‌یی، وامانده از، این کاروانم…».
در آیین تشییع پیکر استاد نادر گلچین، همه اندوهگین بودند، اما در آن میان، استاد عباس خوشدل، آهنگساز بزرگ و موی‌سپید کرده‌ی موسیقی ایران، گوشه‌ای نشسته بود و داشت در ذهن خود خاطره‌های روزهای ضبطِ «نوای کاروان» را مرور می‌کرد؛ روزهایی از سال 1345 که نادر گلچین در استودیو ایستاده بود و آهنگِ او، «نوای کاروان»، را می‌خواند.
شگفت آنکه 31 شهریور ماه، روزی است که خواننده «نوای کاروان» چشم از دنیا فروبست؛ و فردای آن، یعنی یکم مهر ماه، روزی است که آهنگسازِ «نوای کاروان» دیده به دنیا گشوده است.
آنچه می‌خوانید، گفتگوی کوتاه ایرنا است با استاد عباس خوشدل، درباره چگونگی ساخته شدنِ تصنیف «نوای کاروان» و نیز باز اجرای آن با شعری از روانشاد قیصر امین‌پور و با صدای خاطره‌ساز علیرضا افتخاری.

** «نوای کاروان» را به یاد دوست مشترکمان ساختم

ایرنا: جناب استاد خوشدل، لطفاً از چگونگی ساخته شدن تصنیف «نوای کاروان» با صدای مرحوم نادر گلچین بفرمایید.
استاد خوشدل: پیشینه قطعه نوای کاروان برمی‌گردد به اینکه متأسفانه یکی از هنرمندان والای ما، نصرت‌الله گلپایگانی، در سال 1341 به علت مشکل گوآتر جراحی شد و از دست رفت. چون خاطره‌های فراوانی من از ایشان داشتم و سال‌ها این افتخار را داشتم که در ارکستر ایشان فلوت می‌نواختم، مرگ ایشان شوک روحی شدیدی به من وارد کرد. برای همین به این فکر افتادم که یادی از این دوست هنرمندم بکنم؛ و از این‌رو «نوای کاروان» را به یاد نصرت‌الله گلپایگانی ساختم، که ساخت آن مربوط می‌شود به سال 1345.
روح نادر گلچین شاد؛ چون نادر گلچین نیز سال ها با نصرت‌الله گلپایگانی کار کرده بود، با هم قرار گذاشتیم که این قطعه را در حالت سوگ به یاد گلپایگانی اجرا کنیم. شعر این اثر از آقای ابراهیم صفایی است؛ با آقای صفایی هم صحبت کردیم و براساس آن چیزی که من از درگذشت نصرت‌الله گلپایگانی در درونم احساس کرده بودم، ایشان این شعر زیبا را سرود: «نوای کاروان، امشب زند، آتش به جانم…».

**شنوندگانی برای نوای کاروان بعد از 51 سال

ایرنا: چه ‌قدر این قطعه زیبا ساخته و خوانده شده است؛ به نظر شما این زیبایی نتیجه چیست؟
استاد خوشدل: گاهی مواقع جرقه‌هایی در دل زده می‌شود که دست هنرمند یا آهنگساز نیست؛ یکی از این جرقه‌ها همین قطعه «نوای کاروان» است. با آنکه در سال 1345 این قطعه را ساختم، اما می‌بینیم که الآن نیز پس از 51 سال هنوز شنونده دارد و می‌توان به آن گوش داد.

** مثلثِ طلاییِ ماندگاری یک قطعه موسیقی

ایرنا: جناب استاد، به نظر شما اینکه یک قطعه ماندگار می‌شود و پس از سال‌ها همچنان شنوندگانی از نسل‌های گوناگون به آن گوش می‌دهند، به چه دلیل است؟
استاد خوشدل: ماندگاری یک قطعه بدین دلیل است که مثلث آهنگساز، شاعر و خواننده در کنار هم هستند و همدیگر را لمس می‌کنند و با ملودی و با ترانه‌ی یکدیگر ارتباط عمیق عاطفی پیدا می‌کنند. اگر می‌بینید که قطعه‌های برنامه‌ »گل‌های رنگارنگ» نیز هنوز ماندگار است، به دلیل همین اصل است؛ آنجا نیز بنان، مرتضی خان محجوبی و رهی معیری این مثلث هنری را تشکیل داده بودند.
اگر قطعه‌ای این اصل را نداشته باشد و آهنگساز براساس رنگ و وسعت صدای خواننده کار را ننوشته باشد، نتیجه آهنگی می‌شود شبیه همین آثاری که امروزه ساخته و پخش می‌شود؛ و جز آهنگی یک یا دو بار مصرف نخواهد بود. شما «نیلوفرانه» را توجه کنید. این اثر را من در سال 1372 با صدای آقای علیرضا افتخاری ساخته‌ام. از آن سال تاکنون هنوز نیلوفرانه، «نیلوفرانه» است. به روایتی می‌گویند پرفروش‌ترین آلبوم تاریخ موسیقی ایران است که مدیر تولیدش می‌گوید فروش آن از پانزده، شانزده میلیون نسخه گذشته است.

** اگر خواننده فالش می‌خواند، تقصیر او نیست

ایرنا: آهنگسازِ یک تصنیف یا ترانه چه نکته‌هایی را باید در انتخاب خواننده مناسبِ آن اثر توجه کند تا تصنیف و ترانه به بهترین شکل اجرا شود؟
استاد خوشدل: اعتقادم بر این است که آهنگسازها براساس رنگ صدای خواننده باید آهنگ را بسازند؛ و اگر می‌بینیم که امروز بسیاری از آهنگ‌ها ناموفق است، بدین سبب است که متأسفانه آهنگسازها در ساخت آهنگ جایی از صدای خواننده را در نظر می‌گیرند که خودشان می‌توانند بزنند، نه جایی را که خواننده می‌تواند اجرا کند. من بارها این مسئله را مطرح کرده‌ام؛ اگر شما احساس می‌کنید خواننده خدای ناکرده فالش می‌خواند یا آنچه می‌خواند، محدوده صدای او نیست و یا اینکه کلام شاعر یا غزل را فدای ملودی می‌کند، به همین دلیل است که آهنگساز آهنگ را برای جای صدای خواننده ننوشته است.
اگر آهنگساز و تکنواز جای صدای خواننده را رعایت کند، ما صداهای خوبی داریم که می‌توانند آثار را به خوبی اجرا کنند و اگر این‌ها ناموفق می‌شوند و کار ماندگاری ندارند، به همین دلیل است که آهنگسازان جای صدا و رنگ صدای آنان را درنظر نمی‌گیرند که منجر به این وضعیت می‌شود.

** در بازخوانیِ «نوای کاروان» شخصیتِ آهنگ حفظ شد

ایرنا: شما سال‌ها بعد از «نوای کاروان»، ملودیِ آن را در قطعه «خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن» با شعر مرحوم قیصر امین‌پور و با صدای آقای افتخاری اجرا کردید. درباره این اثر هم توضیح بفرمایید.
استاد خوشدل: یکی از اصل‌های کار آهنگسازی این است که آهنگساز وقتی شروع به ساخت آهنگ می‌کند، براساس صدا و حال و احساسی که از خواننده دارد، اثر خود را می‌سازد. «نوای کاروان» را من با صدای نادر گلچین در فضای سوگِ از دست دادن دوستمان ساختم. سال‌ها بعد نیز آقای افتخاری این اثر را با شعری دیگر خواند که بسیار هم عالی خوانده است. به هر حال صدای نادر گلچین رَنگ خاص خود را دارد و صدای علیرضا افتخاری نیز رَنگ ویژه خود را دارد. شنونده‌ها نیز براساس سلیقه و احساس خود نسبت به اجرای گلچین یک احساس دارند و نسبت به صدای آقای افتخاری هم احساسی دیگر.

** بازخواندن نوای کاروان از سوی افتخاری با قدرت

ایرنا: پس شما هم که سازنده اثر هستید، به تمام از اجرای آقای افتخاری راضی هستید.
استاد خوشدل: آقای افتخاری در نهایت قدرت این اثر را خوانده است. به نظر من تنها اثری که بازخوانی شد و شخصیتِ آهنگ حفظ شد، همین «نوای کاروان» است.

**اجرای نوای کاروان قبل و بعد از انقلاب از نظر قدرت صدا فاصله ندارد

ایرنا: اتفاقاً بنده هم می‌خواستم عرض کنم که یکی از آثاری که هم نسخه اولیه‌اش عالی است و هم اجرای بعدی‌اش درجه یک و ممتاز است، همین «نوای کاروان» و «خدایا عاشقان» است.
استاد خوشدل: بله، همین‌طور است. شما نگاه کنید، بسیاری از آثار آهنگسازان بزرگ همچون همایون خرّم یا استاد یاحقی بازخوانی شده است اما شما هیچ‌گاه بهتر از صدای خواننده اولی که آن‌ها را خوانده نمی‌توانید پیدا کنید. اما با نهایت اطمینان می‌گویم یکی از آثاری که بعد از انقلاب بازخوانی شد و از نظر قدرت و زیبایی، اجرای خواننده دوم با اجرای خواننده اول فاصله‌ای ندارد، همین قطعه «نوای کاروان» با اجرای آقای گلچین و بازاجرای آقای افتخاری («خدایا عاشقان») است.
البته قطعه‌های دیگری را هم آقای افتخاری خوانده است، مانند قطعه «سرمستان» که پیش‌تر خانم پریسا آن را خوانده بود که ناشر آن را بر همان اساس صدای خواننده اولیه برای آقای افتخاری درنظر گرفته بود؛ و اگر شرکت به من اطلاع داده بود، «سرمستان» را برای وسعت و رنگ صدای آقای افتخاری تنظیم می‌کردم. البته آن قطعه نیز از قطعه‌های بسیار خاص است که کم‌تر پیش می‌آید خواننده در ابوعطا چنین قطعه‌ای را اجرا کند.

میزگرد** 3067*1436*گفتگو از: امیرحسین دولتشاهی*انتشار: داود پورصحت*



انتهای پیام /*










شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید